بیگانگی والدین یکی از پرمخاطرات و عاطفی در قانون خانواده مدرن است، زمانی که یک والد – آگاهانه یا ناخودآگاه – رفتارهایی که به رابطه کودک با والدین دیگر آسیب می رساند، اغلب منجر به رد ناعادلانه می شود، زیرا این پویایی ها معمولا پشت درهای بسته، اثبات و پرداختن به بیگانه شدن در دادگاه نیاز به درک عمیق از اصول قانونی و تعریف چنین استدلال های معتبر والدین دارد.

بیگانه شدن والدین چیست؟

بیگانگی والدین به الگوی رفتاری یک والد (مادر بیگانه) اشاره دارد که قصد دارد کودک را در برابر والدین دیگر (پدر و مادر هدف) بدون علت قانونی تبدیل کند، این رفتارها می توانند از پیشنهاد ظریف به پذیرش کامل کودک متغیر باشند. کودک ممکن است دیدگاه های منفی والدین بیگانه را در برابر یا تماس رد کند و خصومت را بیان کند که به نظر می رسد به هر گونه مسائل مربوط به والدین واقعی است.

مهم است که بیگانه بودن را از جدا کردن ، که در آن رد کودک از یک والد بر اساس یک دلیل واقعی و قابل توجیه است (به عنوان مثال، سوء استفاده، غفلت، یا یک رابطه سمی) بیگانه بودن، شامل ترس و یا خشم است که متخصصان بی نظیر با وجود والدین، اغلب به عنوان یک رفتار واقعی از نظر سلامت و غیر طبیعی، به عنوان عدم وجود داشتن رفتار واقعی از رفتار ذهنی، استفاده می کنند.

بیگانگی والدین یک تشخیص رسمی روانپزشکی نیست، اما به طور گسترده به عنوان یک الگوی آسیب های ارتباطی شناخته می شود.انجمن روانشناسی آمریکا و دیگر نهادهای حرفه ای مفهوم را تصدیق می کنند، اگرچه بحث در مورد تعریف دقیق و روش های ارزیابی آن ادامه دارد.در زمینه های حقوقی، دادگاه ها نیازی به موافقت در یک برچسب بالینی برای عمل ندارند؛ آنها بر این تمرکز می کنند که آیا رفاه کودک و رابطه با والدین آسیب می بینند.

شناسایی قانونی بیگانگی والدین

در طول سه دهه گذشته، دادگاه های خانوادگی در ایالات متحده، کانادا، انگلستان، استرالیا و بسیاری از کشورهای اروپایی به طور فزاینده ای بیگانگی والدین را به عنوان یک عامل در بازداشت و تصمیم گیری در زمان والدین اذعان کرده اند. چارچوب قانونی به طور معمول در مورد مسئولیت بیش از حد دادگاه برای محافظت از بهترین منافع مداوم کودک تاکید می کند که نیاز به امنیت عاطفی، و امنیت جهانی کودکان، و سلامت عمومی، و سلامت کودکان، و سلامت کودکان، و روابط عمومی دارد.

در ایالات متحده، اکثر ایالت ها دارای قوانینی نیستند که به طور واضح از اصطلاح «بیگانه والدین» استفاده می کنند، اما این مفهوم اغلب تحت دکترین های گسترده تری مانند:

  • ارتباط با زمان فرزند پروری [FLT 1] - بسیاری از قوانین دولتی اجازه می دهد تا دادگاه ها را به تغییر حضانت اگر یک پدر و مادر به طور کامل مانع بازدید و یا تماس دیگر.
  • محافظت از آسیب عاطفی [FLT 1] - رفتارهای بیگانه ممکن است به عنوان یک نوع سوء استفاده عاطفی در نظر گرفته شود که سلامت روان شناختی کودک را به خطر می اندازد.
  • [در این باره] آیات قرآن کریم می فرماید: «مَنْمَا بِنْمَا بِنَا بِنَا بِنَا بِنَا بِنَهَهَا بِنَهَا بِنَهَهَهَا بِنَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهُمَهَهَهَهَهُمَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهُمَهَهَا بِهَهَهَهَهَهَهَهَا بِهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَهَه

برخی از حوزه های قضایی به سمت شناخت صریح تر حرکت کرده اند، به عنوان مثال، بخش کد خانواده 3011 به دادگاه ها نیاز دارد تا "استفاده از مواد کنترل شده، استفاده از معمول یا مستمر الکل را در نظر بگیرند، و از هر فردی که حضانت یا بازدید اعطا می شود" در حالی که عدم ادغام بیگانه بیگانه به هر بخش تشخیص داده شده توسط یک عامل مراقبت از مادر در نیویورک (به طور واضح می تواند یک عامل حمایت از کودک را کاهش دهد که در یک عامل مراقبت از کودک در یک عامل مراقبت از آن را کاهش دهد.

در بین المللی، رویکرد متفاوت است.در انگلستان، دادگاه خانواده بیگانه شدن را به عنوان یک نوع سوء استفاده عاطفی می بیند و ممکن است ] جلسات استماع واقعیت یافته [ را برای تعیین اینکه آیا رفتارهای بیگانه کننده رخ داده است، قانون خانواده استرالیا روابط معنی دار کودک را با هر دو والدین تشویق می کند و دادگاه ها دارای قدرت تحت قانون شناسایی شده (LT 3:3) هستند که دستورالعمل های درمانی را ترویج می کند.

ملاحظات حقوقی کلیدی در پرونده های بیگانه

صرف نظر از صلاحیت، چندین اصل قانونی اصلی بر چگونگی برخورد دادگاه ها با اختلافات بیگانه تأکید می کنند.

بهترین منافع کودک

استاندارد منافع بهترین نگرانی است.دادگاه ها عوامل متعددی را ارزیابی می کنند، از جمله روابط عاطفی کودک با هر والد، توانایی والدین برای تقویت رابطه مثبت بین کودک و والدین دیگر، خواسته های کودک (در نظر گرفتن سن و بلوغ)، و هر سابقه خشونت خانوادگی یا سوء استفاده از بیگانه به طور مستقیم منافع کودک را با آسیب رساندن به پیوند عاطفی و ناراحتی کودک تضعیف می کند.

شواهد رفتار بیگانه

دادگاه ها نیاز به شواهد عینی دارند، نه فقط اتهاماتی که در آن وجود دارد، بلکه شامل موارد زیر است:

  • ارتباطات مستند - ایمیل، متون، یا ضبط نشان می دهد که والدین بیگانه، جدا کردن تماس با دیگر، مسدود کردن یا تضعیف محبت کودک.
  • گواهی و راستی آزمایی - معلمان، درمانگران، بستگان و همسایگان که حوادث بیگانه شدن یا تغییر ناگهانی کودک در نگرش مشاهده کرده اند.
  • ] ارزیابی های تجربی - یک متخصص بهداشت روان مجاز می تواند ارزیابی جامع از خانواده را انجام دهد و نظر در مورد اینکه آیا بیگانگی اتفاق می افتد ارائه دهد.
  • ] دانشگاه و سوابق پزشکی - الگوهای از دست رفته بازدید و یا تغییرات رفتاری غیر قابل توضیح ممکن است ادعاهای بیگانه را تایید کند.

سلامت و همکاری والدین

دادگاه همچنین به بررسی تناسب اندام کلی هر والد - نه تنها عدم بیگانگی، بلکه توانایی آنها برای حمایت از رابطه کودک با والدین دیگر است. والدینی که به طور فعال یک محیط گرم و حمایتی را پرورش می دهند، در مقابل، والدینی که در دروازه بانی مشغول به کار هستند یا به طور مداوم از تسهیل تماس خودداری می کنند، ممکن است با عواقبی از مدیریت اجباری خشم به کاهش زمان فرزند پروری مواجه شوند.

استراتژی های حقوقی و مداخلات

هنگامی که بیگانگی والدین شناسایی می شود - یا مشکوک - دادستان ها و دادگاه ها طیف وسیعی از ابزار را در اختیار دارند.هدف مجازات نیست بلکه بازسازی رابطه سالم کودک با والدین است که با ایمنی و نیازهای عاطفی کودک سازگار است.

مشاوره و درمان مجدد

یکی از رایج ترین مداخلات این است که به خانواده دستور می دهد تا در درمان یکپارچه سازی شرکت کنند [ با یک متخصص بهداشت روان آموزش دیده در پویایی حضانت با وضوح بالا، این درمان اغلب شامل جلسات جداگانه با کودک بیگانه و والدین هدف، گاهی اوقات از جمله والدین بیگانه برای رسیدگی به خصومت های اساسی.

درمان مجدد می تواند آهسته باشد و همیشه موثر نباشد، به ویژه اگر والدین بیگانه همچنان روند را تضعیف کنند.در چنین مواردی، یک قاضی ممکن است برنامه " مداخله بیشتر" مانند پل های خانواده را سفارش دهد [FLT: 1 برنامه، که از کارگاه های آموزشی و مربیگری ساختار یافته برای تعمیر فرزند پروری پس از پیوند شدید بیگانه استفاده می کند.

نظارت بر والدین و تغییرات زمانی والدین

اگر ایمنی کودک در معرض خطر باشد یا اگر والدین بیگانه نمی توانند به دستورات خود اعتماد کنند، دادگاه ممکن است بازدید از نظارت بر حد مجاز برای والدین بیگانه سازی، یا در برخی موارد، به طور موقت زمان جایگزین والدین خود را به حالت تعلیق در آورد.

انتقال یا انتقال

در موارد شدید که کودک به شدت بیگانه شده و والدین بیگانه شده از همکاری امتناع می کنند، دادگاه ها ممکن است در نظر داشته باشند که حضانت اولیه را به والدین هدف قرار داده شده است، این به عنوان "بازگشت به انزوا" شناخته می شود، در حالی که بحث برانگیز و عاطفی برای کودک مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است: در شرایط خاص، این تنها راه برای جلوگیری از آسیب مداوم و اجازه می دهد تا یک مثال مشخص کننده (F) را رد کند.

تحریم ها و تحریم ها

برخی از دادگاه ها تحریم های مالی، هزینه وکیل یا حتی زندان را برای والدینی که بارها دستور دادگاه مربوط به زمان والدین یا ارتباطات را نقض می کنند، اعمال می کنند، اما به طور جزئی مورد استفاده قرار می گیرند زیرا حبس می تواند کودک را آسیب پذیرتر کند و درگیری را تشدید کند.

نقش کارشناسان بهداشت روان

متخصصان بهداشت روان اغلب از شکایت بیگانه سازی والدین هستند.ارزیابی های آنها می تواند با هدف، بینش مبتنی بر علم در پویایی خانواده و دولت روانی کودک را ارائه دهد.آنها ممکن است توسط دادگاه منصوب شوند یا توسط یک حزب حفظ شوند، اما نقش آنها این است که به بهترین منافع کودک خدمت کنند و توصیه های بی طرفانه ارائه دهند.

ارزیابی های روانشناسی قانونی

رایج ترین نوع دخالت متخصص (FLT:0) ارزیابی حضانت کودک است که معمولا توسط یک روانشناس یا روانپزشک دارای تجربه در قانون خانواده انجام می شود. مصاحبه های تبخیر کننده هر دو والدین، کودک و گاهی اعضای خانواده، بررسی اسناد و اجرای تست های روانشناختی.

دادگاه ها وزن قابل توجهی به این ارزیابی ها می دهند، به ویژه هنگامی که آنها کامل و به خوبی استدلال می کنند، داوران مجبور نیستند توصیه های یک متخصص را بپذیرند.آنها ممکن است شواهد متناقض را در نظر بگیرند یا به ارزیابی خود از اعتبار اعتماد تکیه کنند.

مشاوران و درمانگران بازسازی

فراتر از evaluator، بسیاری از موارد شامل درمان مداوم با متخصص اتحاد متقابل است.این متخصصان باید دینامیک ظریف را هدایت کنند - ایجاد تجاوز با یک کودک مقاوم، پرداختن به خصومت والدین بیگانه و تقویت تعاملات مثبت به طور ایده آل، درمانگر به طور منظم با دادگاه یا یک استاد ویژه که نظارت بر روند.

چالش های آزمون کارشناس

دخالت کارشناسان بدون بحث نیست، منتقدان استدلال می کنند که برخی از evaluators فاقد آموزش کافی یا متکی به ابزارهای قدیمی و یا به اندازه کافی معتبر هستند، علاوه بر این، اتهامات خود بیگانگی می تواند به یک ابزار استراتژیک در جنگ های حضانت تبدیل شود. والدین ممکن است به اشتباه ادعا بیگانه شدن برای به دست آوردن اهرم، و یا یک پدر و مادر واقعی بیگانه ممکن است به عنوان "بی نظیر" به نگرانی های دادگاه باید به دقت بررسی نظرات جایگزین و رد کردن نظرات کودک برای رد کردن نظرات.

چالش در حل بیگانه شدن والدین

علی رغم افزایش شناخت قانونی، پرداختن به بیگانگی والدین بسیار دشوار است.چندین چالش ذاتی این موارد را پیچیده می کند.

اثبات بیگانه شدن در دادگاه

بیگانگی اغلب از طریق ظرافت ها اتفاق می افتد: لحن صدای والدین، یک نظر خوب و یا یک بیان مضطرب، چنین رفتارهایی مسیرهای کاغذی محدود را ترک می کند.خود کودک ممکن است خیلی جوان باشد تا بیان کند چه اتفاقی افتاده است، یا ممکن است روایت مادر بیگانه را به طور عمیقی درونی کند که آنها واقعا اعتقاد دارند که والدین هدف قرار است سرزنش کنند.

خطر سوء تشخیص

بیگانگی واقعی باید به دقت از انزوای به دلیل سوء استفاده واقعی، غفلت یا تعارضات شخصیتی متمایز شود.شکستن این تفاوت می تواند باعث آسیب فاجعه بار شود: دادگاه ممکن است کودک را مجبور به بازداشت یک پدر و مادر سوء استفاده کند، و معتقد است که ترس کودک "شمال" است، و اخراج بیگانه قانونی به عنوان یک جدایی ناپذیر، کودک را در یک وضعیت سمی به دام می اندازد، به همین دلیل بی طرف بودن ضروری است.

موانع سیستمیک و قضایی

دادگاه های خانوادگی اغلب بیش از حد مورد حمایت قرار می گیرند و برای زمان فشار می آورند. قضات ممکن است آموزش تخصصی در پویایی رابطه ای یا روانشناسی کودک نداشته باشند.در بسیاری از حوزه های قضایی، کمک های حقوقی کم است، والدین بدون منابع برای استخدام کارشناسان یا وکلا، علاوه بر این، ماهیت مجاور دادرسی می تواند خصومت را تثبیت کند، و آن را برای همکاری با والدین سخت تر می کند - حتی زمانی که قانون دادگاه را تشویق می کند یا تشویق به تشویق حل و یا تشویق.

اجرای و انطباق

حتی زمانی که یک دادگاه یک دستور قوی را صادر می کند – برای درمان، بازدید یا تغییر حضانت – ممکن است اجبار ضعیف باشد.یک والد مصمم بیگانه می تواند به تضعیف رابطه کودک به شیوه ای که اثبات آن دشوار است ادامه دهد. دادگاه ها ممکن است تمایلی به استفاده از قدرت های تحقیر آمیز نداشته باشند، به ویژه اگر والدین بیگانه یک مراقب اصلی باشد و کودک مخالفت قوی را نسبت به تغییر دادن دوستی های کودک هدف قرار دهد، و اضافه کردن دوستی های مدرسه دیگر، اضافه کردن زندگی روزمره و اضافه کردن زندگی روزمره.

نتیجه گیری

بیگانگی والدین در تقاطع قانون، روانشناسی و پویایی عمیق خانواده شخصی قرار دارد، در حالی که چارچوب قانونی برای پرداختن به این اختلافات در دو دهه گذشته به طور قابل توجهی تکامل یافته است، شکاف ها و چالش ها باقی مانده است. دادگاه ها باید به اصلاح رویکرد خود ادامه دهند، تعادل ثبات کودک با نیاز به محافظت از رابطه اساسی خود با والدین - و بالاتر از همه، محافظت از آنها در برابر آسیب عاطفی.

برای والدینی که با این وضعیت مواجه هستند، مسیر پیش رو نیازمند صبر، مشاوره حقوقی صدا و دسترسی به متخصصان بهداشت روان واجد شرایط است.تحقیق، سازگاری و تمرکز بر بهترین منافع کودک - به جای تلافی - کلید برای متخصصان حقوقی، ماندن در حال حاضر در قانون، تحقیقات علمی و مدل های مداخله بهترین ضروری است.