خسارت های متقابل یکی از قوی ترین ابزارهای موجود در دادرسی مدنی است، برخلاف خسارت جبرانی که برای پوشش زیان های واقعی مانند صورتحساب های پزشکی، دستمزد از دست رفته یا آسیب اموال، خسارت های تنبیهی به طور اساسی متفاوت است: آنها متهم به سوء رفتار egregious را مجازات می کنند و پیامی روشن ارسال می کنند که چنین رفتاری تحمل نخواهد کرد، این خسارت های بی پروا و یا به طور عمدی، هنگامی که متهم به سوء استفاده از آن ها می شود، و یا جریمه می شود.

اصطلاح "مشارکت" از لاتین punire مشتق شده است، به معنی مجازات.در عمل، این جوایز به عنوان نوعی از مجازات مدنی عمل می کند - تحریم مالی اعمال شده توسط هیئت منصفه یا قاضی برای بیان بی ثباتی جامعه به ویژه رفتار مضر است.اگر چه خسارت های تنبیهی یک وکیل دادگستری آمریکایی است، آنها به طور موثر در سراسر جهان وجود دارد و در حالی که به دنبال درک قوانین اساسی هستند، در سراسر جهان هستند.

درک آسیب های متقابل در قانون مدنی

برای درک نقش خسارت های تنبیهی، به تشخیص چگونگی متناسب بودن آنها در چشم انداز گسترده تر از درمان های مدنی کمک می کند. دادخواست های مدنی معمولاً هدف حل اختلافات بین احزاب خصوصی با ارائه تسکین پولی به یک شاکی مجروح است که تسکین معمولاً به جای آن که آنها را به هیچ گونه خسارت جبرانی متهم کند، که شاکی را به موقعیتی که آنها اشغال کرده بودند، اشتباه نمی کردند.

هدف دوگانه: مجازات و مجازات

قانون دو توجیه اولیه برای خسارت های تنبیهی را به رسمیت می شناسد: مجازات و بازدارندگی.Retribution یا مجازات، به ارزیابی اخلاقی متهم رسیدگی می کند.هنگامی که یک حزب با تقلب، جرم و یا غفلت شدید عمل می کند، سیستم حقوقی با مجازاتی که با جاذبه سوء رفتار مطابقت دارد، پاسخ می دهد.

این اهداف دوقلو توضیح می دهند که چرا خسارت های تنبیهی اغلب از جوایز جبرانی ناشی از پاداش های قابل توجه متعدد تجاوز می کند.یک جایزه جبرانی به اندازه کافی می تواند یک شاکی را برای یک آیتم دزدیده شده یا یک آسیب جزئی بازپرداخت کند، اما این امر کمی برای جلوگیری از یک شرکت ثروتمند از فروش یک محصول معیوب است.

خسارت های متقابل: یک اختلال بحرانی

هر پرونده مدنی با خسارت جبرانی آغاز می شود: این موارد به دو دسته تقسیم می شوند: خسارت های ویژه، که شامل ضررهای اقتصادی قابل اندازه گیری مانند هزینه های پزشکی، درآمد از دست رفته و هزینه های تعمیر اموال می شود؛ و خسارت های عمومی که جبران خسارت های غیر اقتصادی مانند درد و رنج، ناراحتی عاطفی و از دست دادن لذت از زندگی می شود هرگز به عنوان یک درمان مستقل در دسترس نیست.

این توالی نشان دهنده یک اصل اصلی از قانون حق امتیاز آمریکا است: مجازات برای مواردی که غرامت به تنهایی برای رسیدگی به خطای متهم کافی نیست، اگر رفتار متهم صرفاً بی قاعده است – یعنی عدم موفقیت در ورزش مراقبت های عادی – خسارت های تنبیهی تقریباً مناسب نیستند، و نیاز به اثبات این دارد که متهم با جرایم، بی توجهی واقعی یا بی توجهی به حقوق دیگران عمل می کند.

ریشه های تاریخی و تکامل حقوقی

مفهوم خسارت های تنبیهی یک اختراع مدرن نیست.قانون مشترک انگلیسی خسارت های نمونه ای را به رسمیت شناخت - اصطلاح تاریخی در بریتانیا - در اوایل قرن 18th در مورد برجسته 1763 : Wilkes v. Wood [Fulf 1:]، دادگاه بریتانیا خسارت علیه مقامات دولتی که یک جستجوی غیرقانونی انجام داده بودند، به صراحت بیان کرد که جایزه باید به طور جدی توسط دادگاه های آمریکایی و هشدار داده شده است.

در طول زمان، دادگاه های آمریکایی دکترین را برای پوشش نه تنها به طور عمدی، بلکه غفلت و بی پروای شدید گسترش دادند. عصر صنعتی زمینه های جدیدی برای جوایز تنبیهی به ارمغان آورد، به ویژه در مواردی که شامل حوادث راه آهن، ماشین آلات معیوب و سوء رفتار شرکت ها بود.

دادگاه عالی ایالات متحده نقش مهمی در شکل دادن به قانون خسارت های تنبیهی مدرن ایفا کرده است [۱] در دهه ۱۹۹۰، دادگاه مجموعه ای از تصمیمات را صادر کرد که محدودیت های قانونی را در مورد جوایز مجازاتی تحت فرمانفرایندۀ شماره ۴: ۱۶: ۱-۲ قانون اساسی و زیان های مجازاتی، متناسب با آسیب، و بر اساس استانداردهای روشن به جای پرونده های اختیاری (FPhilF) بیمه کلیدی [F2] ایالات متحده آمریکا باقی می ماند.

هنگامی که دادگاه ها جایزه آسیب های متقابل را دریافت می کنند: استانداردها و محرک ها

دادگاه ها به راحتی خسارت های تنبیهی را به دست نمی آورند، هر حوزه قضایی استانداردهای خاصی را تحمیل می کند که یک شاکی باید قبل از اینکه یک هیئت منصفه مجازات را در نظر بگیرد، در حالی که الزامات دقیق توسط دولت متفاوت است، الگوی عمومی سازگار است: رفتار متهم باید به طور قابل توجهی بیشتر قابل سرزنش باشد.

انواع رفتار های زشت

رایج ترین زمینه های خسارت های تنبیهی شامل سوءرفتار عمدی، تقلب، فساد، و غفلت شدید است. سوءرفتار بی توجهی زمانی رخ می دهد که متهم با هدف ایجاد آسیب، به عنوان مثال، یک کارفرمای که آگاهانه کارگران را به مواد شیمیایی سمی بدون هشدار می دهد ممکن است با تقلب عمدی برای به دست آوردن مالی مواجه شود، مانند یک پیمانکار که نقص های پنهان می کند تا یک قرارداد بی پروا و یا تحریک آمیز را به دیگران نشان دهد، تقلب و یا تقلب در عمل کردن دیگران را نشان دهد.

غفلت شدید یک دسته کاملا متمایز را بر خلاف غفلت ساده اشغال می کند که شامل عدم موفقیت در ورزش معقول است، غفلت شدید نیاز به یک بی توجهی آگاهانه و داوطلبانه برای یک خطر شناخته شده است که احتمال آسیب زیادی را ایجاد می کند. بسیاری از ایالت ها آسیب های تنبیهی را به مواردی که شامل غفلت شدید یا بدتر هستند محدود می کنند، در حالی که چند مورد مانند نیویورک و لوئیزیانا - اجازه می دهند که فقط برای تجزیه و تحلیل دقیق قانون ساده، مجازات شوند.

دانلود بازی The Height Burden of Proof

در بیشتر موارد مدنی، یک شاکی باید پرونده خود را با مسئولیت شواهد اثبات کند – به این معنی که احتمال بیشتری دارد که متهم مسئول نباشد. آسیب های جزئی معمولاً به یک استاندارد بالاتر نیاز دارند.تقریباً دو سوم از ایالات متحده آمریکا خواستار "شواهد روشن و قانع کننده" هستند که متهم با درجه لازم خطا عمل می کند.

استاندارد شواهد روشن و قانع کننده نیاز به اثبات دارد که بسیار و به طور قابل ملاحظه ای احتمال دارد که درست باشد، و هیچ شک جدی در مورد صحیح بودن نتیجه قرار نمی گیرد.این بار افزایش یافته، ماهیت شبه جرم و جنایت را نشان می دهد که پاداش های تنبیهی در خارج از سیستم عدالت کیفری، دادگاه ها اصرار دارند که یک بنیاد آشکار قوی تر برای محافظت از متهمان از مجازات های خودسرانه یا بیش از حد.

تغییرات انضباطی

شاید مهم ترین توجه عملی برای قانونگذاران، تنوع گسترده ای در قانون خسارت های تنبیهی در سراسر حوزه قضایی باشد.برخی از ایالت ها، مانند آلاباما و می سی سی سی سی سی سی سی، از لحاظ تاریخی با جوایز تنبیهی سخاوتمندانه تر بوده اند، در حالی که برخی دیگر، مانند نیوهمپشایر و میشیگان، محدودیت های شدید یا ممنوعیت های آشکار را در برخی از موارد اعمال مشابه اعمال می کنند.

حتی در میان کشورهایی که اجازه می دهند خسارت های تنبیهی، معیارهای اعطای آنها به طور قابل توجهی متفاوت است، تگزاس نیاز به پیدا کردن "خشونت های کشاورزی" همراه با "درجه بی توجهی از خطر" و "بی تفاوتی آگاهانه" دارد، کالیفرنیا از یک استاندارد "ماشگری، سرکوب یا تقلب" استفاده می کند. فلوریدا نیاز به "رفتار ناخواسته" یا "نودیاز نظر قانونی" دارد که بنابراین باید به دنبال یک قانون مجازات قانونی دقیق باشد.

به عنوان مثال، ایالات متحده آمریکا در مورد خسارت های تنبیهی لایه دیگری از پیچیدگی اضافه می کند. بسیاری از کشورها جوایز مجازاتی را به مقدار ثابت دلار یا چندین خسارت جبرانی محدود می کنند.برای مثال، کالیفرنیا در بیشتر سه برابر خسارت جبرانی یا ۵۰۰ هزار دلار در موارد خاص، ویرجینیا یک کلاه سخت از ۳۵۰ هزار دلار را اعمال می کند.

برای راهنمایی معتبر در قوانین خاص دولتی، قانونگذاران باید با منابعی مانند مشورت کنند.[۱۰] خلاصه جامعی از استانداردهای قانون اساسی و تغییرات دولتی را فراهم می کند.

عوامل کلیدی در تعیین جوایز Punitive

هنگامی که یک هیئت منصفه یا قاضی تصمیم به اعطای خسارت های تنبیهی می گیرد، مقدار باید منعکس کننده تعادل دقیق عوامل متعدد باشد.دادها فراتر از زیان واقعی شاکی برای ارزیابی ماهیت رفتار متهم و علاقه اجتماعی به مجازات و بازدارندگی هستند.

عدم اطمینان رفتار

تنها عامل مهم در هر تجزیه و تحلیل خسارت تنبیهی درجه از بی توجهی به رفتار متهم است. دیوان عالی ایالات متحده این را به عنوان "مهمترین در تشخیص معقول بودن یک جایزه خسارت عمدی" در BMW v. Gore دیوان ارزیابی می کند که آیا رفتار بی تفاوتی با متهم و یا آسیب پذیری مالی به جای آسیب پذیری فیزیکی محدود شده است؛ و یا اینکه آیا متهم به مراقبت از نظر مالی و یا به آن آسیب پذیر است؟

رفتار که در مقیاس قابل درک بالا است - مانند یک شرکت دارویی که عوارض جانبی شناخته شده یا یک تولید کننده را پنهان می کند که داده های ایمنی را سرکوب می کند - معمولا از جوایز بزرگتر مجازات حمایت می کند، این کار را انجام می دهد و یا باعث آسیب اقتصادی بدون آسیب فیزیکی می شود تا مجازات های کوچکتر یا هیچ کدام را تضمین کند.

نسبت به آسیب های جبرانی

اگرچه هیچ فرمول ریاضی برای خسارت های تنبیهی وجود ندارد، دادگاه ها به طور معمول نسبت بین پاداش های تنبیهی و جبرانی را بررسی می کنند.در ، دادگاه عالی ایالات متحده اظهار داشت که "احساس بیش از یک نسبت تک رقمی بین مجازات و جبران خسارت به دلیل فرایند رضایت بخش خواهد داشت."

جوایز جبرانی پایین می تواند نسبت های بالاتر را توجیه کند، اگر یک شاکی فقط از دست دادن اقتصادی معتدل رنج ببرد، اما رفتار متهم بسیار قابل درک است، یک جایزه تنبیهی چندین بار بزرگتر از مقدار جبران کننده ممکن است مناسب باشد، در مقابل، هنگامی که آسیب های جبرانی قابل توجه هستند - به عنوان در مواردی که شامل آسیب فاجعه بار یا مرگ است - نسبت های پایین تر به طور کلی برای جلوگیری از بیش از حد لازم است.

منابع مالی دفاع کننده

دادگاه ها همچنین ثروت متهم را هنگام تعیین جوایز تنبیهی در نظر می گیرند. مجازاتی که یک متهم را به شدت مجازات می کند ممکن است تنها یک ناراحتی جزئی برای یک شرکت بزرگ باشد.برای دستیابی به بازدارندگی واقعی، قانون باید مجازاتی را وضع کند که در ارتباط با وضعیت مالی متهم معنی دار باشد.این عامل هر دو را کاهش می دهد: یک متهم ثروتمند ممکن است با یک جایزه بالاتر روبرو شود، در حالی که یک متهم با منابع مالی محدود برای جلوگیری از تخریب مالی.

با این حال، ثروت متهم نمی تواند جایزه ای غیر قابل قبول را توجیه کند. دیوان عالی ایالات متحده روشن کرده است که "ثروت یک متهم نمی تواند جایزه خسارت های مجازاتی غیر قانونی را توجیه کند." تمرکز اصلی همچنان بی توجهی از رفتار و نیاز به بازدارندگی است، نه عمق جیب متهم.

اهداف Deterrence

در نهایت، دادگاه ها در نظر دارند که آیا جایزه تنبیهی در واقع به عملکرد بازدارنده خود خدمت می کند.اگر متهم به دلیل محدودیت های دیگر، به طور غیر محتملی به تکرار سوء رفتار بپردازد – مانند نظارت نظارتی، فشار شهرتی یا مجازات های کیفری – نیاز به خسارت های تنبیهی به طور مشابه کاهش می یابد، اگر این رفتار بسیار نادر باشد که بازدارندگی عمومی اثر کمی دارد، یک جایزه کوچک تر ممکن است کافی باشد.

تجزیه و تحلیل دیرهنگام اغلب بر سود سوء رفتار تمرکز دارد، جایی که یک متهم به ارتکاب خطا می پردازد، زیرا سود مورد انتظار از هزینه های پیش بینی شده مسئولیت فراتر رفته است، خسارت های تنبیهی باید به اندازه کافی بزرگ باشد تا این حساب را از بین ببرد، اگر متهم 10 میلیون دلار را با قطع گوشه ها در ایمنی ذخیره کند، یک جایزه تنبیهی 5 میلیون دلار برای جلوگیری از رفتار مشابه کافی نخواهد بود.

محدودیت های قانونی و محافظ های امن رویه ای

دیوان عالی ایالات متحده حفاظت از قانون اساسی قوی در برابر خسارت های بیش از حد مجازات ایجاد کرده است، این حفاظت ها تحت فرآیند نوئل ایجاد می شوند که اقدامات دولت خودسرانه یا سرکوبگر را ممنوع می کند و از نظر قانون هشتم، که در برخی زمینه ها مجازات های مدنی اعمال می شود، بسیار زیاد است.

راهنمای Gore

در BMW از آمریکای شمالی، Inc. v. Gore ، دادگاه سه "راهنمای" را برای ارزیابی قانون اساسی خسارت های مجازاتی بیان کرد: (1) درجه از بی توجهی از سوء رفتار متهم؛ (2) اختلاف بین آسیب های واقعی یا بالقوه رنج می برد توسط شاکی و جایزه؛ (3) مجازات مجازات و یا مجازات مجازات مجاز در مجازات.

سومین راهنما - مقایسه با مجازات های مدنی - به ویژه مهم است.اگر یک قانونگذار ایالتی حداکثر جریمه را برای نوع سوء رفتار در موضوع تنظیم کرده باشد، جایزه تنبیهی که به مراتب بیش از آن مقدار قانونی پرچم قرمز را افزایش می دهد، به عنوان مثال، اگر قانون ایالتی مجازات فروش یک محصول معیوب را در 100.000 دلار، جایزه تنبیهی 5 میلیون دلار در یک مورد مشابه احتمالا شرایط غیر قابل انکار است.

برای متن کامل و تجزیه و تحلیل BMW از آمریکای شمالی، Inc. v. Gore نمونه پرونده پروژه یک مرور کلی قابل دسترس از حقایق، و اهمیت این تصمیم گیری فراهم می کند.

بازیگران State Statutory Caps و Exceptions

فراتر از محدودیت های قانون اساسی، بسیاری از ایالت ها، کلاه های قانونی را تصویب کرده اند که بدون در نظر گرفتن شرایط، حداکثر پاداش های مجازات را تعیین می کنند.این کلاه ها به طور گسترده ای متفاوت هستند. کلرادو خسارت های تنبیهی را به میزان ۷۵۰،۰۰۰ دلار، که هر کدام از آنها به طور کامل مجازات می شوند، به جز ایالت های خاص، به جز ایالت های لوئیزیانا، ممنوع می کند.

همه رفتارها در معرض کلاه ها نیست، بسیاری از ایالت ها معافیت عمدی، تقلب یا انواع خاصی از سوء رفتار از محدودیت های قانونی خود را دارند.به عنوان مثال، کلاه تگزاس برای مواردی که شامل سوء استفاده از مواد مخدر یا نقض دانستن قانون تجارت اجباری تگزاس به طور مشابه، کلاه فلوریدا به طور عمدی به پرونده های عمدی یا شامل آسیب شخصی یا آسیب های شخصی یا سوء استفاده از سوء استفاده از مواد مخدر برای بررسی دقیق از قانون اساسی ساده است.

اصل تک-Digit Ratio

اگرچه قانون اساسی محدودیت عددی سفت و سخت را تحمیل نمی کند، دادگاه عالی ایالات متحده آمریکا اعلام کرده است که جوایز تنبیهی که بیش از یک نسبت تک رقمی نسبت به خسارت جبرانی است، به ندرت به دلیل ارزیابی فرایند زنده می ماند. State Farm v. Campbell [FLT 1]، دادگاه یک نسبت ۱۴۵ به ۱٫۵-۱ را کاهش داد - یک جایزه تنبیهی علیه ۴۵ میلیون دلار - حتی اگر یک نسبت قانون اساسی باشد، یا یک "قانون اساسی"

نسبت های پایین تر نیز ممکن است زمانی مورد نیاز باشد که خسارت جبرانی شامل اجزای غیر اقتصادی قابل توجه مانند درد و رنج باشد، زیرا این جوایز در حال حاضر منعکس کننده درجه ای از محکومیت اخلاقی هستند، اضافه کردن یک مولتیپلتر بزرگ می تواند منجر به دو برابر شدن آسیب های مشابه شود.

انتقاد، دفاع و بحث های اصلاحات

خسارت های متقابل مدتهاست که موضوع بحث شدید در میان محققان، تمرین کنندگان و سیاست گذاران بوده است، منتقدان استدلال می کنند که جوایز تنبیهی غیرقابل پیش بینی، متناقض و مستعد به پیشداوری هستند. مطالعات نشان داده اند که جوایز هیئت منصفه حتی در موارد مشابه به طور گسترده ای متفاوت است و متهمان با جیب های عمیق یا ویژگی های غیر معمول ممکن است با مجازات های بزرگ مواجه شوند.

مسئولیت ها پاسخ می دهند که خسارت های تنبیهی یک ابزار ضروری برای پاسخگو کردن بازیگران قدرتمند است.در غیاب تسکین مجازات، شرکت ها و دیگر بازیکنان تکراری ممکن است خسارت جبرانی را به عنوان هزینه معمول انجام کسب و کار درمان کنند - یک معامله قابل قبول برای سود تولید شده توسط سوء رفتار.

تلاش های اصلاحی یک رکورد مختلط ایجاد کرده است. تصمیمات فرآیند عالی دیوان عالی ایالات متحده محدودیت های معنی داری را بر جوایز بیش از حد تحمیل کرده است، اما این تاثیر با توجه به صلاحیت متفاوت است. برخی از ایالت ها استانداردهای آشکار خود را تشدید کرده اند، بار اثبات را افزایش داده اند، یا برخی از آنها دکترین را به طور عمده بدون تغییر داده اند تا خسارات مجازات شده در سراسر پرونده های مدنی را به طور مکرر به تصویب رسانده اند، اما در کنگره دولتی تصویب نرسیده است.

بحث مداوم نشان دهنده پرسش های اساسی در مورد هدف قانون مجازات است.اگر دادرسی مدنی منحصرا بر جبران تمرکز کند، یا نقش قانونی در مجازات رفتار خطا و شکل دادن دارد؟ تداوم آسیب های تنبیهی نشان می دهد که قانون آمریکا عملکرد تنبیهی را به طور کامل رها نکرده است، اما روند به سمت سخت گیرانه تر نشان دهنده تمایل به محدود کردن عملکرد در مرزهای روشن است.

برای تجزیه و تحلیل عمیق تر از استدلال های سیاست و تحقیقات تجربی پیرامون خسارت های تنبیهی، [FLT: 1 ] بخش لیدرایی انجمن آمریکایی [ [ مقالات، دستورالعمل های هیئت داوران مدل و نکات عملی برای وکلا رسیدگی به ادعاهای آسیب مجازات.

ملاحظات استراتژیک برای وکلا و وکلا

برای وکلای شاکی، تصمیم به دنبال خسارت های تنبیهی، هم مزایا و هم خطراتی را در بر می گیرد.یک ادعای مجازات موفق می تواند به طور چشمگیری ارزش حکم و فشار متهمان را برای حل و فصل افزایش دهد، همچنین می تواند به عنوان یک ابزار مذاکره قدرتمند در طول کشف عمل کند، زیرا متهمان ممکن است مایل به حل یک پرونده اولیه برای جلوگیری از آسیب های اعتباری و قرار گرفتن در معرض مالی یک محاکمه تنبیهی باشند، با این حال جستجو برای نقض بیش از حد از حد از حد از جمله اقدامات قانونی و اقدامات احتیاطی و اقدامات داوطلبانه برای جلوگیری از جمله اقدامات احتیاطی.

متهمانی که با ادعاهای تنبیهی مواجه هستند، چندین گزینه استراتژیک دارند.ارزیابی اولیه از بی توجهی رفتار انتقاد کننده است.اگر حقایق نشان دهنده خطای عمدی یا بی پروا باشد، ممکن است حل و فصل برای یک محاکمه هیئت منصفه ارجح باشد. متهمان همچنین می توانند به بی حرمتی محاکمه - جدا کردن مراحل جبران و مجازات - برای جلوگیری از شواهد ثروت از تأثیر بر تعیین مسئولیت های حرکتی که موجب کاهش خسارت های قانونی می شود، یا درخواست های مجازاتی که موجب می شود.

پوشش بیمه برای خسارت های تنبیهی لایه دیگری از پیچیدگی را ارائه می دهد، برخی از ایالت ها مانند نیویورک و ایلینوی، اجازه بیمه برای خسارت های تنبیهی را به عنوان یک ماده از سیاست عمومی می دهند، در حالی که برخی دیگر، مانند تگزاس و کالیفرنیا، حتی در مواردی که پوشش مجاز است، بسیاری از سیاست های مسئولیت شامل محرومیت های صریح برای خسارت های مجازاتی یا اقدامات عمدی می شود.

دادستان های فدرال نیز باید از پیامدهای دکترین Erie آگاه باشند.در موارد تنوع، دادگاه های فدرال قانون اساسی ایالتی، از جمله قانون ایالتی در مورد خسارت های مجازاتی اعمال می کنند.اما قوانین رویه فدرال بر کشف، دستورالعمل های هیئت منصفه و حرکت های پس از آن، که می تواند بر چگونگی ارائه و به چالش کشیدن درک متقابل بین قانون و قانون فدرال برای مدیریت پرونده موثر است.

نتیجه گیری

خسارت های متحد یک موقعیت منحصر به فرد و بحث برانگیز در قانون مدنی آمریکا را اشغال می کند.آنها به عنوان یک مکانیسم برای مجازات سوء رفتار فاحش و جلوگیری از تخلف آینده عمل می کنند، اما همچنین سوالات سختی را در مورد عدالت، پیش بینی و محدوده مناسب مجازات مدنی مطرح می کنند. دادگاه ها تنها در موارد سوء رفتار عمدی، تقلب، سوء ظن، یا غفلت - که به خوبی به هر گونه خسارت مجازات مالی مربوط می شود، جلوگیری از آسیب های مجازات های مالی.

محدودیت های قانون اساسی که توسط دادگاه عالی ایالات متحده ایجاد شده است، همراه با کلاه های قانونی دولتی و حفاظت از رویه های رویه ای، چارچوبی برای اطمینان از اینکه آسیب های تنبیهی در محدوده های معقول باقی می ماند، فراهم می کند، با این حال دکترین همچنان به عنوان دادگاه ها با زمینه های جدید - در نهایت نقض حریم خصوصی داده ها به آسیب های زیست محیطی - که معیارهای سنتی ممکن است نیاز به سازگاری برای هر کسی که در دادرسی مدنی دخیل هستند، درک کامل از قانون مجازات است، و نه تنها یک نتیجه عملی است.